ده‌سپێک l مقالات l هه‌واڵ l به‌یاننامه‌ و ڕاگه‌یاندن l سکرتێری گشتی l چاوپێکه‌وتن و وتووێژ l چاند و هونه‌ر l به‌رنامه‌ و په‌یڕه‌و l برنامه‌ و اساسنامه
مقالات فارسی
دو رژیم، یک سرنوشت
آرام ظاهری
19 / 12 / 2018
بسیاری امروزه شرایط  کنونی ایران را با شرایط روسیه تحت حاکمیت بلشویک ها مقایسه می کنند. نحوه فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و نحوه تعامل آن با بحران های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را می توان تمثیلی منطقی برای تعاملات جمهوری اسلامی با بحران های کنونی دانست. اگرچه شعار های بلشویک ها قبل و بعد از ساقط کردن روسیه تزاری، خواهان بسیاری داشت و برای قشری عظیم از مردم روسیه به مثابه رو به رو شدن با دنیایی بهشت گونه بود؛ اما آنچه که از روسیه کمونیستی باقی ماند هیچ شباهتی با آن یوتوپیاها که وعده اش را داده بودند، نداشت.
انقلاب اکتبر 1917 و سقوط اتحاد جماهیر شوروی در دهه 90 از معدود رویداد های سیاسی جهان هستند که متفکران سیاسی و تحلیلگران نظام نوین جهانی را وا داشته که همگونگی آن با شرایط حاضر ایران را کتمان نکنند.  انقلاب 1917 در روسیه تزاری و انقلاب 1979 در ایران پهلوی، هر دو علیه یک نوع حاکمیت سلطنتی خودکامه به وقوع پیوستند و عموماً در هر دو، ضدیت ایدئولوژی چپ مارکسیستی با نظام سلطنتی در پیروزی انقلاب ها نقش تعیین کننده را داشت. لذا ماهیت هر دو بر پایه ی سلطه زدایی و مبارزه با فقر و ناعدالتی و نابرابری بود.
گذشته از وقایع بعد از هردو انقلاب، شرایط قبل از فروپاشی شوروی شباهت مثال زدنی ای با حال و روز، این روز های ایران، تحت حاکمیت جمهوری اسلامی را دارد.
من جمله ی این بحران هایی که جمهوری اسلامی خواسته یا ناخواسته به آن گرفتار آمده است، بحران رقابت تسلیحاتی در خاورمیانه است که از سویی سرمایه داری جهانی با پر کردن زاغه های کشور های حوزه خلیج فارس و از سویی دیگر خوی جنگ طلبانه نظام جمهوری اسلامی، ایران را به سوی توسعه تک بعدی کشانده و از توسعه سایر ابعاد غافل گردیده است.
می توان گفت درصد بسیار بالایی از بودجه و سرمایه های کشور چه از لحاظ سرمایه انسانی و چه از لحاظ سرمایه مادی، توسط جمهوری اسلامی طی این چهار دهه صرف مسائل نظامی در بخش های تکنولوژی هسته ای، موشکی، هوا و فضا و تسلیحاتی شده ، همچنین ایجاد ناامنی و تهدید مدام در کشور های همسایه نیز هزینه های هنگفتی را بر دوش مردم ایران گذارده است. حاکمان جمهوری اسلامی فراموش کرده اند به موازات توسعه تسلیحاتی و فنی به توسعه سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و صنعتی نیز، نیاز وجود دارد. همین امر فاصله سطح زندگی عامه ی مردم ایران با مردم سایر کشور های توسعه یافته و یا در حال توسعه را از لحاظ رفاه عمومی و دسترسی به امکانات دیگر بسیار زیاد نموده است. همچنین در داخل کشور نیز از لحاظ ساختار اجتماعی، تضاد های اجتماعی ناشی از حکمرانی ارتجاع و دولت رانتی را بسیار بیش از پیش پر رنگ تر کرده به صورتی که طبقات خورده بورژوا در حال ریزش به سمت طبقه پرولتار هستند و فاصله طبقه سرمایه دار بسیار بیش از آن چه که در زمان ایران پهلوی بوده مشهود شده است.
مسئله ی بعدی دیوار آهنینی است که دولت ایالات متحده در صدد تکمیل آن است. به عنوان مثال تعمیق نفوذ ایالات متحده و کشور های همپیمان آن بر کشور های همسایه ی اتحاد جماهیر شوروی به گونه ای عملاً این رژیم را در محاصره ساختار های سیاسی وابسته به آمریکا قرار داد و ارتباطات مردمی، بازرگانی – تجاری، امنیتی و سیاسی شوروی با جهان غرب به کلی قطع شد؛ از این رو اتحاد جماهیر شوروی تحت شدیدترین تهدیدات سیاسی – امنیتی قرار گرفت. تلاش ها و دست و پا زدن های جمهوری اسلامی در منطقه و ناامن کردن آن به این علت است که حضور آمریکا در همجواری خود را به عنوان تهدیدی جدی و بالفعل قلمداد می کند. ایالات متحده که در 2003 صدام حسین، یکی از دشمنان اصلی جمهوری اسلامی و فرزند ناخلف خود را ساقط کرد، همواره به دنبال پایگاهی امن در بیخ گوش جمهوری اسلامی می گردد. با نگاهی به حضور ایالات متحده آمریکا در منطقه خاورمیانه و بخصوص در اطراف ایران ( از جنوب کشورهای حوزه خلیخ فارس و خود دریای خلیج فارس، جولانگاه نیروهای سیاسی – نظامی ایالات متحده است؛ از جانب شرق ایران حضور قریب به دو دهه ای نیروهای ایالامتحده و متحدانش در افغانستان و پاکستان؛ از شمال حضور و نفوذ گسترده در کشور های آسیای میانه، حوزه قفقاز و کشور های اوراسیایی؛ از غرب ارتباط راهبردی و عمق پیمان های استراتژیک ایالات متحده و ناتو با ترکیه و همکنون تنها مجرای تنفسی جمهوری اسلامی با دنیای بیرون که عراق باشد در کش و قوس جدال نیروهای وابسته به رژیم جمهوری اسلامی و نیروهای مخالف حضور جمهوری اسلامی قرار گرفته و هر لحظه ممکن است حلقه محاصره تکمیل گردد )  نشان دهنده گذار به سوی دورانی جدید در حکمرانی در ایران پسا جمهوری اسلامی و منطقه خاورمیانه به کلی خواهیم بود.
همچنین محاصره اقتصادی جمهوری اسلامی توسط ایالات متحده و همپیمانانش در تمامی بخش ها و زیر ساخت های اقتصادی رژیم جمهوری اسلامی اعم از صنعت نفت و گاز (بخش انرژی) ، هواپیما سازی، راه آهن، خودرو سازی و صنایع کاربردی خرد و کلان یادآور این نکته خواهد بود که عزم ها برای فروپاشاندن جمهوری اسلامی و ساختار های هم ریخت با آن در منطقه جزم شده است. ایالات متحده با استفاده از نفوذ و تسلط خود بر موسسات مالی بین المللی مانند صندوق بین المللی پول و بانک جهانی مانع اعطای هر نوع تسهیلاتی است که فرایند فروپاشی جمهوری اسلامی را حتی کندتر سازد. درگیری جمهوری اسلامی با بحران های پی در پی اگرچه تا مقطعی می تواند از ماهیت و موجودیت رژیم در مقابل مصائب و مشکلاتی چند محافظت نماید اما در دراز مدت با افزایش تضاد های درونی و تغییرات مستمر و ریشه ای، کلیت ماهیت و موجودیت جمهوری اسلامی تغییر می یابد.
حضور جمهوری اسلامی و نیرو های وابسته به آن در نبرد های فرا مرزی، همچون حضور در سوریه، عراق، یمن و بعضاً کشورهای شمال آفریقا نیز شباهت هرچه بیشتر سرانجام هر دو رژیم ( شوروی و جمهوری اسلامی ) را متذکر می شود.



بۆچوونه‌کان
بۆچوون بنووسه‌

ناو:  

ئیمه‌یل:  

تێکستی کۆمێنته‌که‌ت  
ژماره 62
بڵاوکراوه‌یه‌کی سیاسی گشتییه، ئۆرگانی ڕاگه‌یاندنی یه‌کێتی دیموکراتی کوردستان ده‌ریده‌کات‌
01 02 03 04 05 06 07 08 09 10 11 12
مقالات فارسی
چرا برجام اروپایی ؟
اولویت علم بر ثروت در نگرش نوین به قدرت
مافی کۆپی کردن پارێزراوه‌ بۆ سایتی یه‌کێتی دیموکراتی کوردستان 2009 ده‌سپێک l هه‌واڵ l بۆنه‌ و ڕێوڕه‌سم l کۆمیته‌کان l خه‌باتی ئاشتیخوازانه‌ l ئه‌رشیف l ڤیدیۆ l په‌یوه‌ندی