ده‌سپێک l مقالات l هه‌واڵ l به‌یاننامه‌ و ڕاگه‌یاندن l سکرتێری گشتی l چاوپێکه‌وتن و وتووێژ l چاند و هونه‌ر l به‌رنامه‌ و په‌یڕه‌و l برنامه‌ و اساسنامه
مقالات فارسی
اولویت علم بر ثروت در نگرش نوین به قدرت
سامان خوشچهره
15 / 1 / 2019
شکی نیست که زیربنای هر دولت اقتصاد آن دولت است و میزان اقتدار هر دولت به میزان اقتصاد آن دولت بستگی دارد، بدین منظور هرچه اقتصاد یک دولت یا یک کشوربهتر باشد، سرمایه آن کشور بیشتر و در نتیجه قدرت و اقتدار آن کشور بیشتر و ثبات اجتماعی و اقتصادی و سیاسی و فرهنگی نیز برای آن کشور فراهم می گردد، و این در طول تاریخ اثبات شده به گونه ای که اقتصاد برای دولتهای طول تاریخ اهمیتی حیاتی داشته است. دولتهای کلاسیک شیوه¬های قدیمی تولید اقتصاد را پیش می گرفتند به طوری که اقتصاد خود را از راه تجارت کالا و همچنین برداشت منابع طبیعی و ذخایر زیر زمینی (مانند نفت، زغال سنگ وسایر منابع) که تجدیدناپذیر بودند، تأمین میکردند. درعصر حاضر که عصر دانش و فناوری می باشد، کشورهایی که دید اقتصادی کلاسیک ندارند، از راه تولید اقتصاد نوین که استفاده از منابع انسانی می باشد، سرمایه مورد نیاز برای دولت خود را فراهم می سازند.
منابع انسانی که بر خلاف منابع طبیعی تجدید پذیر و قابل تقویت می باشند، نشان داده اند که می توانند بیشتر از منابع طبیعی تولید سرمایه کنند به گونه¬ای که در آسیا، که شیوه اقتصاد اکثر کشورهای آن به روشهای کلاسیک (یعنی همان استفاده از منابع طبیعی) می¬باشد،کشورهایی که دید اقتصادی خود را تغییر داده¬اند و آن را روی منابع انسانی معطوف کرده¬اند، هر چند که کشورهایی بدون منابع طبیعی باشند، اما اقتصاد آنها از اقتصاد سایر کشورها که صرفا از منابع طبیعی برای تولید سرمایه استفاده می کنند، بسیار بیشتر و پربازده¬تر بوده است به شیوه ای که باعث تحول در اقتصاد آنها و تبدیل آنها به کشورهایی که شهرت اقتصادی دارند شده است. برای مثال درآسیا که اکثر کشورهای آن دارای منابع بسیار زیاد طبیعی و ذخایر زیرزمینی می باشند، کشوری مانند تایوان، کشوری که نسبت به کشورهای دیگر آسیایی جزیره ای کوچک و فاقد منابع طبیعی است و به گفته توماس فریدمن: حتی برای ساخت و ساز باید ازچین، شن و ریگ وارد کند، با وجود همه اینها چهارمین ذخایر کلان مالی دنیا را در اختیار دارد، زیرا به جای کندن زمین و استخراج هر آنچه که بالا می آید ، تایوان ذهن و افکار 23 میلیون تایوانی را می کاود، استعدادشان را و هوش و ذکاوتشان را، چه زن و چه مرد.(توماس فریدمن_نیویورک تایمز)
با توجه به این گفته و کمی تأمل درمی یابیم که واقعاً استفاده از علم و دانش افراد جامعه بازده اقتصادی بیشتری دارد تا اینکه اقتصاد کشور بر روی ذخائر زیر زمینی متمرکز شود. مثالهای فراوانی برای اثبات این گفته وجود دارد، کشورهایی مانند: کره شمالی،سنگاپور و...که کشورهایی موفق در زمینه اقتصادی می باشند، برروی ذخائر زیر زمینی و منابع طبیعی تأکید نکرده اند و آنچه باعث پیشرفت اینگونه کشورها شده سرمایه گذاری بر روی علم و دانش افراد جوامع خود بوده است. پس در جواب به سوال، که آیا در نگرش نوین به قدرت، علم بهتر است یا ثروت؟ در نگاه اول درمی یابیم که تا زمانی که آلترناتیو یا جایگزین مناسبی برای علم در زمینه تولید سرمایه وجود نداشته باشد، علم اهمیت بسیار بیشتری دارد و این علم است که موجب تولید سرمایه های کلان مالی می گردد، کاری که ثروت هرگز انجام نمی دهد (یعنی اینکه در طول تاریخ راهکارهای تولید سرمایه تغییر کرده است و اکنون این علم است که بیشتر از هرچیز دیگر تولید سرمایه می کند، اما زمانی که چیزی بیشتر از علم، به تولید سرمایه بیانجامد، علم بی اهمیت می شود و اقتصاد کشورها، بر روی آن زمینه بهتر معطوف میگردد، یعنی دقیقاً همان چیزی که هدف قدرتهاست و آن حفظ زیربنای دولت یا همان حفظ اقتصاد است. در عصر حاظر این از دید قدرت علم بهتر از ثروت است زیرا این علم است که تولید سرمایه می کند به گونه ای که خود سرمایه و ثروت این توانایی را ندارد).
مسأله دیگر که باید روی آن تأکید کرد، «فرار مغزها»ست که اکثراً در کشورهایی صورت می گیرد که اهمیتی به «منابع انسانی و علم و اندیشه» انسانهای جوامع خود نمی دهند؛ این کشورها که دید اقتصادی کهنه و قدیمی دارند، با بی اهمیت دانستن علم و دانش انسانهای جامعه خود باعث می شوند که این انسانها که دارای علم و دانش می باشند، از کشور خارج شوند وبه کشورهای دیگر که برای علم و دانش آنها اهمیت قائل شود مهاجرت کنند. اینگونه کشورها حتی نمی دانند با این کار چه ضربه اقتصادی بزرگی به خود می زنند تا زمانی که نگرش اقتصادی خود را تغییر دهند که آن زمان اگرهم فرا رسد، دیر می شود وکشور از اقتصاد سایر کشورها که نگرش اقتصادی نوین داشته اند عقب می افتد، زیرا دیگر علمی در این کشورها نیست و کسانی که باید بودند اکنون در جهت منافع اقتصادی کشورهای دیگر به کار گرفته شده اند. این عمل نشان می دهد که اینگونه کشورها مدیریت اقتصادی ضعیف دارند و افراد رأس حکومت که اقتصاد را مدیریت می کنند،افرادی ناکارآمد می باشند.حکومت جمهوری اسلامی ایران یکی از اینگونه کشورها می باشد که به منابع انسانی و علم و و علم و دانش و آگاهی جامعه خود بها نمی دهد و در عوض این کار، این خود حکومت است که به اقتصاد خود لتمه می زند و اقتصادش را آنگونه که باید مدیریت نمی کند.
امروزه علم نشان داده است که در تولید سرمایه بدون رقیب است و این بکارگیری علم برای تولید سرمایه است که موجب پیشرفت یک دولت می شود نه چیزی دیگر. پس کشورهایی که از علم برای تولید اقتصادی بهتربهره نمی برند، در رقابت اقتصادی با سایر کشورها با شکست روبرو خواهند شد. 




بۆچوونه‌کان
بۆچوون بنووسه‌

ناو:  

ئیمه‌یل:  

تێکستی کۆمێنته‌که‌ت  
ژماره 62
بڵاوکراوه‌یه‌کی سیاسی گشتییه، ئۆرگانی ڕاگه‌یاندنی یه‌کێتی دیموکراتی کوردستان ده‌ریده‌کات‌
01 02 03 04 05 06 07 08 09 10 11 12
مقالات فارسی
چرا برجام اروپایی ؟
اولویت علم بر ثروت در نگرش نوین به قدرت
مافی کۆپی کردن پارێزراوه‌ بۆ سایتی یه‌کێتی دیموکراتی کوردستان 2009 ده‌سپێک l هه‌واڵ l بۆنه‌ و ڕێوڕه‌سم l کۆمیته‌کان l خه‌باتی ئاشتیخوازانه‌ l ئه‌رشیف l ڤیدیۆ l په‌یوه‌ندی