ده‌سپێک l مقالات l هه‌واڵ l به‌یاننامه‌ و ڕاگه‌یاندن l سکرتێری گشتی l چاوپێکه‌وتن و وتووێژ l چاند و هونه‌ر l به‌رنامه‌ و په‌یڕه‌و l برنامه‌ و اساسنامه
مقالات فارسی
چرا برجام اروپایی ؟
آرام ظاهری
23 / 1 / 2019
(پافشاری اروپایی ها بر حفظ برجام پس از خروج ایالات متحده از آن به چه دلیلی است؟)
چند ماهی است از خروج ایالات متحده آمریکا از برجام یا برنامه جامع اقدام مشترک، با فرمان پرزیدنت ترامپ می گذرد. در این مدت رسانه های داخلی ایران و همچنین رسانه های بین المللی در این رابطه ساعت ها و در برنامه های مختلف با حضور کارشناسان و محللان سیاسی، درباره پیامد های خروج آمریکا از برجام و واکنش های احتمالی جمهوری اسلامی بحث و گفت و گو کرده اند. در این میان پافشاری کشورهای اروپایی حاضر در برجام بر حفظ آن و نکوهش این رفتار دولت آمریکا بیش از همه توجه ها را به خود جلب کرده است. از یک سو بی اعتنایی آمریکایی ها نسبت به درخواست اروپایی ها که عدم خروج ایالات متحده را خواستار شده بودند و از سویی سکوت کشورهای به ظاهر متحد جمهوری اسلامی همچون روسیه و چین که در برجام حضور داشتند، بیش از هر زمان دیگری عرصه را بر رهبران جمهوری اسلامی تنگ کرده است. به صورتی که در داخل رژیم جمهوری اسلامی آنچنان سردرگمی ای به وجود آمده است که مذاکره کنندگان ارشد جمهوری اسلامی در برجام که با طرفهای آمریکایی دوچرخه سواری و گاهاً پیاده روی می کردند، اکنون ندای مرگ بر آمریکا سر میدهند.
اگرچه خروج ایالات متحده از برجام وجه سیاسی و دیپلماتیک این کشور را در انظار بسیاری مخدوش کرده است اما آنچه که باعث شد ایالات متحده این را به جان بخرد جالبتر به نظر می رسد. نقض قطعنامه 2231 شورای امنیت سازمان ملل متحد از سوی آمریکا مسئله ای بسیار تازه برای جامعه جهانی نیست، همچنان که جمهوری اسلامی بسیاری از قطعنامه های سازمان ملل متحد را زیر پا گذاشته است. هدف توجیه این رفتار نامسئولانه آمریکا نیست، بلکه فهم این واقعیت است که رهبران جمهوری اسلامی از قوه بازنگری به رفتارهای متعدد غیر دیپلماتیک خود برخوردار نیستند. 
پس پیروزی انقلاب 57 خورشیدی مردم ایران و سقوط استبداد پهلوی، فعالیت های خصمانه و غیر متعارف رهبران جمهوری اسلامی همچون خمینی و فرمان صدور انقلاب به کشورهای همسایه نوید یک خاورمیانه آرام را نمی داد بلکه سایه های شوم جنگ، کشتار و ناامنی مداوم منطقه را تهدید می کرد و تا به الان نیز، شعله های آن آتش افروزی سران جمهوری اسلامی از بدو سرکار آمدنشان زبانه می کشد و هر چند وقت یکبار آتش به خرمن یکی از کشورهای منطقه می زند. با توجه به این تعریف می توان گفت یکی از راهکار های بقای جمهوری اسلامی تا به الان، نا امن کردن کشورهای همجوار همچون عراق و افغانستان با کمک مالی و تسلیحاتی به گروه های جهادی غالباً سنی و انجام فعالیت های تروریستی گسترده در آن کشورها بوده است. ایجاد نا امنی در خارج از مرزها هیچگاه مساوی با امنیت داخلی نبوده است، اما دست اندرکاران جمهوری اسلامی گویا می خواهند خلاف این را به اثبات برسانند که یقیناً شکست خورده اند، چراکه مفهوم امنیت تنها در نبود جنگ خلاصه نمی شود. 
با آغاز جدی و مشکوک فعالییت های هسته ای جمهوری اسلامی و افشاگری هایی که در رابطه با برنامه غیر صلح آمیز اتمی ایران صورت گرفت بحث داغ محافل سیاسی و مراکز تحقیقات استراتژیک به ایران و آینده جمهوری اسلامی و همچنین اوضاع تنش آلود خاورمیانه اختصاص یافت. نگرانی کشورهای جهان بخصوص اروپایی ها از شروع یک رقابت تسلیحاتی در خاورمیانه و احتمال وقوع جنگ های ویرانگر در آن منطقه، هراس داشتند و دارند. اگرچه رهبران جمهوری اسلامی همواره بر صلح آمیز بودن برنامه هسته ای خود تاکید کرده اند اما مخفی کاری هایی که کرده بودند چیز دیگری را می گفت و اینکه ممکن است کاسه ای زیر نیم کاسه داشته باشند. به همین خاطر ماموران آژانس انرژی اتمی خواهان بازدید های فوری و نصب دوربین های نظارتی 24 ساعته شدند که کوچکترین فعالیت های هسته ای ایران را زیر نظر داشته باشند. 
در این مدت قطعنامه های زیادی علیه ایران در شورای امنیت سازمان ملل متحد متعاقب برنامه هسته ای جمهوری اسلامی، تدوین، امضاء و تصویب شد، از طرفی دیگر تحریم های همه جانبه و یکطرفه ایالات متحده آمریکا علیه ایران با توجه به فعالیت های مخلانه جمهوری اسلامی و اتخاذ سیاست های کینه توزانه علیه کشورهای منطقه همچون اسرائیل و ایجاد تهدیدهای بالقوه علیه آن کشور بوسیله حمایت مالی و تسلیحاتی کامل از گروه های ضد اسرائیلی حماس فلسطین و حزب الله لبنان، ایران را در سراشیبی رکود سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی قرار داده است؛ نه تنها این مورد بلکه موارد عدیده ای نیز وجود دارند که منجر شده اند جامعه جهانی بخصوص کشور های غربی و ایالات متحده و همپیمانان آن همواره با زبان تحریم با ایران سخن بگویند. علاوه بر برنامه هسته ای، موضوع حقوق بشر در ایران که همواره جمهوری اسلامی از نقض آن ابایی نداشته است یکی از دلایلی است که باعث شده تحریم هایی در آن رابطه وضع گردد. 
تعداد زیاد تحریم ها و فشارهای امان ستان از ناحیه جامعه جهانی و همچنین انزوای کامل سیاسی ایران، رهبران جمهوری اسلامی را وادار به پذیرش مذاکرات با کشورهای غربی و آمریکا کرد. اوضاع نابسمان داخلی و فقر روز افزون طبقات و اقشار ضعیف و کم درآمد، بیکاری، پایین آمدن سن اعتیاد، افزایش آمار جرم و جنایت، افزایش سرسام آور تورم و گرانی و ... مشکلاتی بوده و هستند که مردم ایران روزانه با آن ها دست و پنجه نرم می کنند. در این میان آمار مربوط به زندانیان سیاسی و کشتار فعالین سیاسی کماکان یا درز نمی کرد یا اینکه نمی شد آمار دقیقی را به دست آورد همچنان که تا به الان این آمار وحشتناک از سوی سران جمهوری اسلامی رد می شود. در دوران ریاست جمهوری خاتمی این خطر به خوبی حس شده بود که رژیم جمهوری اسلامی در سراشیبی مهلکی قرار دارد، به همین خاطر درب ارتباطات خارجی و فعالیت های سیاسی محدود را گشودند. در مذاکرات هسته ای مربوط به دوران ریاست جمهوری خاتمی، سران جمهوری اسلامی راضی شدند برنامه اتمی خود را معلق کنند. تعلیق فعالیت های هسته ای ایران و همچنین افزایش آزادی های بیان در این دوره این امید را زنده کرده بود که سران جمهوری اسلامی رویه ی قبلی خود را کنار گذاشته اند و خواهان پیوستن به آغوش جامعه جهانی هستند. اما دیری نپایید، برنامه های هسته ای از سر گرفته شد و با پایان دوران خاتمی و پیروزی احمدی نژاد در انتخابات سراسری ریاست جمهوری، برنامه هسته ای ایران با شدت بیشتری پیش می رفت و تعداد سانتریفیوژ ها به بیست هزار عدد افزایش یافت. 
این فعالییت ها رهبران کشورهای منطقه و جهان را نگران کرده بود، از یک سو تهدید به نابودی کشور اسرائیل و از سویی مداخله در امور کشورهای عربی منطقه، اروپایی ها و آمریکایی ها را خشمگین کرده بود. اعمال سختترین تحریم های اقتصادی یک جانبه و بین المللی از سوی آمریکا و همپیمانان آن علیه برنامه هسته ای جمهوری اسلامی در دوران احمدی نژاد و موج عظیمی از اعتراضات داخلی پس از انتخاب مجدد احمدی نژاد به سمت ریاست جمهوری، این واقعییت را برای رهبران رژیم آشکار کرده بود که زمان آن فرا رسیده است که باید متخصصین چرب زبان و عیار روابط دیپلملتیک خود را در دوره بعدی ریاست جمهوری به کار بگیرند. در دوران احمدی نژاد دستگاه دیپلماسی هرچه زد به در بسته خورد و یا اینکه خودشان می خواستند به در بسته بکوبند. دوران احمدی نژاد هم به پایان رسید و نیاز شدید به خروج نظام از انزوای همه جانبه که در آن گرفتار بود، حس می شد.  
         
 در سال 92 خورشیدی حسن روحانی کاندید ریاست جمهوری ایران با بیان اینکه هدف دولت آینده او رفع تحریم های جهانی علیه ایران بواسطه گفت و گو و توافقات است تا حدود زیادی توانست نظرات را در داخل و خارج از کشور به خود جلب کند؛ همین طور هم شد مردم ایران که در فضای اقتصادی اسف باری که جمهوری اسلامی به وجود آورده بود می نالیدند با دلخوش کردن به وعده های روحانی که کلید حل تمامی مشکلات اقتصادی را در توافق با غرب میدانست، او را به عنوان رئیس جمهور انتخاب کردند که شاید گرهی از مشکلات بی شمارشان باز کند. اگرچه بحث در رابطه با انتخابات آزاد و غیر مهندسی شده در جمهوری اسلامی مسخره به نظر می رسد ولی با فرض بر اینکه روحانی توسط رای مردم بر مسند ریاست جمهوری نشسته به بحثمان ادامه می دهیم. 
اوج عوام فریبی ها و دروغ گویی های روحانی و رهبران سیاه نمای جمهوری اسلامی زمانی آشکار می شود که در برابر مردم ایران با اطمینان و به راحتی و با لبخندهایی که گویی اصلاً مشکلاتی دیگر نمانده، سوگند یاد می کنند که حافظ امنیت مردم باشند. این در حالی است که مردم ایران هرچه داشته باشند، امنیت را ندارند و در این میان امنیت اقتصادی سالهاست که از آسمان این سرزمین پرکشیده است.    


اما سوال اینجاست که چرا کشورهای اروپایی حاضر در برجام و سران اتحادیه اروپا خواهان سازش با جمهوری اسلامی هستند؟ کشورهایی که دم از دمکراسی، عدالت و دادپروری می زنند اما حاضرند با رژیمی که دستش به خون مردم خود آلوده است بر سر میزی بنشینند و توافقی را به امضاء برسانند که بیش از بیش دست جمهوری اسلامی را برای حضور، دخالت و ایجاد نا امنی بیشتر در کشورهایی همچون سوریه، عراق و یمن باز می کند و از سویی توان سرکوب داخلی را افزایش میدهند؟ این ابهامات و هزاران سوالی که همواره مخالفان جمهوری اسلامی، جامعه جهانی را روبه روی آن کرده اند در اکثر مواقع بی جواب مانده است. 
با مروری کوتاه بر جنگ های اخیر خاورمیانه در طول دو دهه گذشته در منطقه، شاهد این واقعییت هستیم که سیل عظیمی از پناهجویان به سوی اروپا سرازیر شدند و کماکان این مسئله ادامه دارد و سالانه میلیارد ها یورو بر دست اتحادیه اروپا خرج میگذارد. جدای از مسائل مالی پیامد های ناگوار اجتماعی ناشی از تضاد فرهنگی، دینی و ملیتی نیز گریبان گیرشان شده است به عنوان مثال ظهور و بعضاً فعالییت دوباره گروه ها و احزاب راست افراطی اروپایی در این مدت بسیار به چشم می خورد که سیاست های بسیار سرسختانه ای در برابر پناه جویان دارند و حتی در مواردی با فشارهایی که به کشورهای خود و اتحادیه اروپا آورده اند باعث وضع قوانین و دستور العمل هایی شده اند که اتحادیه اروپا از پذیرش پناه جو ها منصرف شود. حتی با وجود اینکه بخشی از این پناهجویان در چرخ صنعتی اروپا به عنوان نیروی کار بازدهی مثبتی دارند اما در بررسی کلی، تهدیداتی که جامعه اروپایی را مواجه خود می کند بسیار بیش از آنچه که تصور می شود زیان بار است. آوارگانی که جنگ و خون ریزی خانه و دیارشان را ستانده و روبه سرزمین رویاهایشان قدم بر می دارند، آوارگانی که چیزی برای از دست دادن ندارند و به هر نحوی می خواهند به کشور های اروپایی کوچ کنند. 
جامعه ای که سالیان سال برای تغییر بنیادی ترین اصول فرهنگی و مذهبی شان تلاش شده است، اکنون لبریز از پناه جو هایی است که تا مغز استخوان هایشان به ریختن خون ناهم کیشانشان معتقد هستند. حملات تروریستی پاریس و لندن در چند سال اخیر زنگ هشدار جدی ای بود که سران کشور های اروپایی به خوبی از آن آگاه هستند. بی پروایی ایالات متحده در صدور فرمان هجوم نظامی در مقابل احتیاط اروپایی ها به موقعیت برتر ژئواستراتژیک آمریکا بر می گردد. مقصد اصلی آوارگان جنگی و پناه جویان آمریکا نیست، اروپاست و هیچگاه مسیر اقیانوس اطلس را در پیش نمی گیرند لذا ایالات متحده از این حیث تا حدودی خیالش راحت است.
حال ایران را در نظر بگیرید؛ 80 میلیون ایرانی که یکایک آنها خواهان زندگی در اروپا هستند. شهروندانی که از ابتدایی ترین حقوق خود محروم هستند، در جامعه ای زندگی می کنند که کوچکترین آزادی های فردی به عنوان بی بند و باری قلمداد می شود و حقوق شهروندی که هرگز به رسمییت شناخته نمی شود.  80 میلیون ایرانی که اگر طقی به طوقی بخورد که منظور وقوع جنگ با جمهوری اسلامی است، به سمت اروپا بار و بندیل هایشان را می بندند. اینجاست که سران اروپایی تجربه ی خود را جلوی چشمانشان می آورند و خواهان مصالحه با یکی از جنایتکار ترین رژیم های طول تاریخ می شود. 
اگرچه برخی ها مسئله را به تجارت اروپا با ایران و بازاری که در آنجا در اختیارشان است، ختم می کنند اما واقعییت چیز دیگریست. حجم تجارت و مبادلات اقتصادی اروپا با ایران در مقایسه با حجم مبادلاتشان با ایالات متحده و کشور های حوزه خلیج فارس پشیزی هم نیست و آنچه که هراس به دل اروپاییان انداخته عواقب جنگ با ایران در صورت نبود توافقی پایدار با سران جمهوری اسلامی است.    

       



بۆچوونه‌کان
بۆچوون بنووسه‌

ناو:  

ئیمه‌یل:  

تێکستی کۆمێنته‌که‌ت  
ژماره 62
بڵاوکراوه‌یه‌کی سیاسی گشتییه، ئۆرگانی ڕاگه‌یاندنی یه‌کێتی دیموکراتی کوردستان ده‌ریده‌کات‌
01 02 03 04 05 06 07 08 09 10 11 12
مقالات فارسی
چرا برجام اروپایی ؟
اولویت علم بر ثروت در نگرش نوین به قدرت
مافی کۆپی کردن پارێزراوه‌ بۆ سایتی یه‌کێتی دیموکراتی کوردستان 2009 ده‌سپێک l هه‌واڵ l بۆنه‌ و ڕێوڕه‌سم l کۆمیته‌کان l خه‌باتی ئاشتیخوازانه‌ l ئه‌رشیف l ڤیدیۆ l په‌یوه‌ندی