ده‌سپێک l مقالات l هه‌واڵ l به‌یاننامه‌ و ڕاگه‌یاندن l سکرتێری گشتی l چاوپێکه‌وتن و وتووێژ l چاند و هونه‌ر l به‌رنامه‌ و په‌یڕه‌و l برنامه‌ و اساسنامه
مقالات فارسی
توافق یا قبول قیمومیت
خلیل محمدی
20 / 7 / 2020

بیش از چهار دهه از عمر رژیم جمهوری اسلامی گذشته است، در این چهار دهه از تمام توانهای ایدئولوژیکی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی خود استفاده نمود تا به عمر خود همچنان ادامه دهد، در این مدت با فراز و فرودهای فراوانی مواجه گشته ولی هنوز در سایه سرکوب و ارعاب و مداخله در کشمکشهای منطقه ای کیان ایدئولوژیک رژیم را حفظ کرده است.

شاید بعد از جنگ هشت ساله، بزرگترین معضلی که موجودیت جمهوری اسلامی ایران را به چالش کشیده است و تا به حال هم ادامه دارد و ملت و حکومت را در بدترین شرایط تاریخی این چهار دهه قرار داده است تحریمهای مربوط به برنامه های هسته ای رژیم بوده که از زمان احمدی نژاد توسط شورای امنیت سازمان ملل شروع شد و نهایتا در زمان روحانی منجر به برجام شد، ولی این توافق دیری نپایید که با سر کار آمدن ترامپ دوباره تحریمهای یکجانبه آمریکا شروع شد و چنان کمر اقتصاد ایران را شکست که در تاریخ صد سال گذشته نمونه ای نداشته است، فروپاشی اقتصادی تا به آنجا رسیده است که ارزش پول ملی باعث تعطیلی و ورشکستگی صدها کارخانه و مراکز تولید شده و فقر و بیکاری و گرانی بیداد میکند.

فشارهای حداکثری تحریمها از طرف آمریکا روز به روز زیاد میشود و تمام رگهای حیاتی رژیم جمهوری اسلامی را یکی پس از دیگری را می زند به طوری که هیچ راهی برای ترمیم آن در داخل وجود ندارد و هر روز گوشه ای از این فاجعه آشکار می شود.

در بعد خارجی، آمریکا و اسرائیل و عربستان در سوریه و عراق عرصه را بر سیاستهای مداخله گرانه رژیم چنان تنگ کرده اند که این سنگرها را یکی پس از دیگری از دست می دهد، حتی در روزهای اخیر شاهد بودیم که مراکز نظامی و هسته ای در داخل هم دیگر در امان نیستند و مورد هجوم و انفجار قرار میگیرند.

برای برون رفتن از این فاجعه وخیم که قلب رژیم را هدف قرار داده است مهمترین اصل سیاست خارجی جمهوری اسلامی که شعار نه شرقی نه غربی بود اکنون وجه المعامله قرار گرفته است و مانند بسیاری از وعده های دروغین چهل ساله رژیم که زیر پا نهاده شد این اصل هم زیر پا گذاشته شد برای بقای رژیم ایدئولوژیک جمهوری اسلامی بعد از خروج آمریکا از برجام و شروع دور تازه ای از تحریمهای همه جانبه آمریکا، اکنون رژیم آغوش خود را برای قدرت اقتصادی نوظهور جهان یعنی چین باز کرده است و برای بقای خود حاضر به توافق نامه ای شده است که با توجه به مفاد آن ، ایران و موجودیت رژیم حاکم در گرو این توافقنامه خواهد بود.

این توافقنامه شاید برای مدتی موجودیت رژیم را حفظ کند و برای آنان یک پیروزی باشد، اما عمق فاجعه ای که دامنگیر ایران در دراز مدت خواهد شد ناپیداست، و به همین علت است که بسیاری این توافق را عهدنامه ترکمنچای دوم می نامند.

تحویل ایران به کشوری مانند چین، که سودای کنترل تمام غرب آسیا را در سر دارد چیزی معمولی نیست، خود رژیم این را بهتر از هرکسی میداند، اما عدم توانایی در برابر هجوم همه جانبه آمریکا و اسرائیل و عدم توانایی در حل مشکلات اقتصادی و سیاسی و امنیتی داخل، رژیم را وادار میکند که تن به چنین معاهده ای بدهد و مفاد آنرا از افکار عمومی پنهان کند.

شرایط وخیمی که رژیم جمهموری اسلامی در آن به سر میبرد بدتر از آن چیزی است که چشم انداز مثبتی برای حل آن حتی از طرف چین پیشبینی شود، زیرا عوامل موءثر در مدیریت چنین راهبردی منوط به چند نکته است که رژیم فاقد آن است که به آنها اشاره میکنم:

1- منابع انسانی، که این رژیم فاقد چنین منبعی است زیرا تمام منابع انسانی دلسوز و کاردان در حاشیه و بیرون از ایران هستند و آنچه در داخل به عنوان منابع انسانی داریم عده ای رانت خوار و فاسد هستند که هر روز پرونده اختلاسهای میلیاردی از آنها آشکار میشود.

2- اقتصاد تنها چیزی که این رژیم ندارد، اقتصاد و برنامه اقتصادی است، به قول بنیانگذار آن، اقتصاد مال خر است، کشوری که ارز ملی آن در حال بی ارزش شدن و اقتصادش در حال فروپاشی است و تنها منبع درآمد ارزی اش، که نفت است و صادرات آن به صفر نزدیک شده استو کشوری اقتصادی محسوب نمی شود.

3- دیپلماسی، جمهوری اسلامی از زمان روی کار آمدنش، خط مشی دیپلماسی درستی در جهان نداشته است و شعار نه شرقی نه غربی جمهوری اسلامی مصداق همین مفهوم می باشد، دیپلماسی رایج این رژیم مداخله در امور کشورها، صدور ترور و ناأمن کردن منطقه بوده است، لذا در سطح منطقه و جهان هیچگاه دیپلماسی صحیحی که بر اساس احترام متقابل جامعه بین الملل باشد نداشته است.

4- توانمندی نظامی، اگرچه تمام ثروت و دارایی ایران را خرج موشک و مراکز هسته ای کردند اما هیچگاه توان نظامی ایران در حد کشورهایی مانند عربستان و اسرائیل در منطقه نیست و در همه ابعاد، نیروی نظامی و توانمندی نظامی ایران دارای خلل و ضعف راهبردی و بنیادی است و همین چرخش به سوی چین در حقیقت برای همین است که خوب می داند توان مقابله با آمریکا، اسرائیل سعودیه را ندارد و مراکز نظامی و هسته ای اش در معرض خطر جدی هستند.

حال با توجه به این موارد، رژیم جمهوری اسلامی با کدام معیار میخواهد با چین که دارای بزرگترین و تخصصی ترین منابع انسانی ، دومین اقتصاد جهان، صاحب بزرگترین دیپلماسی حتی روابط گسترده با آمریکا و با توانمندی نظامی بزرگ در جهان، توافقنامه همکاری دو جانبه را امضاء میکند؟

اصلا نمیتوان این را توافقنامه نامید زیرا موضع بالا و بزرگ چین در جایگاهی است که رژیم جمهوری اسلامی توان آنرا ندارد که از پس چنین توافقی بربیاید، این در واقع نوعی خود را به قیمومیت درآوردن و تحت سلطه چین رفتن است که تنها رژیم حاکم از آن سود می برد و در دراز مدت مردم و سرزمین ایران ضررمند اصلی و بزرگ این توافق خواهند بود.



بۆچوونه‌کان
بۆچوون بنووسه‌

ناو:  

ئیمه‌یل:  

تێکستی کۆمێنته‌که‌ت  
ژماره 62
بڵاوکراوه‌یه‌کی سیاسی گشتییه، ئۆرگانی ڕاگه‌یاندنی یه‌کێتی دیموکراتی کوردستان ده‌ریده‌کات‌
01 02 03 04 05 06 07 08 09 10 11 12
مقالات فارسی
یادداشتی به مناسبت 8 مارس روز جهانی زن
چرا برجام اروپایی ؟
مافی کۆپی کردن پارێزراوه‌ بۆ سایتی یه‌کێتی دیموکراتی کوردستان 2009 ده‌سپێک l هه‌واڵ l بۆنه‌ و ڕێوڕه‌سم l کۆمیته‌کان l خه‌باتی ئاشتیخوازانه‌ l ئه‌رشیف l ڤیدیۆ l په‌یوه‌ندی