ده‌سپێک l مقالات l هه‌واڵ l به‌یاننامه‌ و ڕاگه‌یاندن l سکرتێری گشتی l چاوپێکه‌وتن و وتووێژ l چاند و هونه‌ر l به‌رنامه‌ و په‌یڕه‌و l برنامه‌ و اساسنامه
مقالات فارسی
زوال قدرت نرم آمریکا در روابط خارجی دولت ترامپ
سامان خوشچهره
22 / 8 / 2020

دیپلماسی دولت آمریکا همواره تلاشی در جهت جهانی شدن و فرایند گلوبالیزاسیون بوده است. با روی کارآمدن دونالد ترامپ و کارهایی که دولت او در تقابل با کشورهای جهان انجام داد، ابهاماتی به وجود آورده که موجب سردرگمی در تحلیل سیاسی روابط خارجی آمریکا شده است. وجهه دیپلماسی دولت آمریکا در زمان ریاست جمهوری دونالد ترامپ رو به افول بوده به گونه ای که میتوانیم آنرا به راحتی حس کنیم.خروج آمریکا ازبرنامه جامع اقدام مشترک(برجام)، خروج از پیمان اقیانوس آرام، خروج از توافق پاریس، خروج از یونسکو، خروج از توافق نیویورک، خروج از شورای حقوق بشر، تک روی آمریکا برای بازگرداندن تحریم ها علیه ایران، تهدید دولتهای روسیه و چین، تحریم مسافرت به آمریکا و دریافت روادید مهاجرتی و غیرمهاجرتی کشورهای ایران، لیبی، کره شمالی، سومالی، سوریه، یمن وهمچنین مقامهای ونزوئلا و ...همگی نمونه هایی از ضعفهای دیپلماسی آمریکا هستند که شایستگی رهبریت سیاسی برجهان را از آمریکا سلب میکند.

درتعریف شاخصه های قدرت نرم یک دولت، بخش اعظمی را دیپلماسی و روابط خارجی آن دولت تعیین می کند. بدون شک در کنترل نظم جهانی توسط آمریکا قدرت نرم نقشی حیاتی ایفا می کند به گونه ای که رتبه اول قدرت نظامی و اقتصادی صرف از چنین عملی ناتوان است. روابط خارجی آمریکا به مثابه قدرت نرم تا پیش از دولت ترامپ منجر به حفظ نظم بین الملل شده بود. اگر بخواهیم به تحلیل روابط خارجی آمریکا بپردازیم، دو راه برای تحلیل آن داریم: اول اینکه تحلیل قدرت نرم آمریکا را دارای استراتژی فرض کنیم، دوم اینکه آنرا برساخته دولت ترامپ و بدون استراتژی بدانیم و تقصیرات را به تصمیمات ترامپ ارتباط دهیم.

درارتباط با مورد اول اگربخواهیم تفسیری دقیق از آن داشته باشیم، روابط خارجی آمریکا را در راستای فروپاشی نظم کنونی جهانی خواهیم یافت. بدیهی است که اگراستراتژی دولت آمریکا از گلوبالیزاسیون به ناسیونالیسم تغییر جهت پیدا کند، رهبریت سیاسی جهان بدون آلترناتیو خواهد ماند و با وجود سیستم های اقتدارگرایانه و ایدئولوژی فاشیسم در شرق، امنیت بین الملل به تهدید امنیتی بدل خواهد شد. درصورت مهیا شدن چنین شرایطی، کشورهای در حال توسعه نظیر چین با افول اقتصادی روبه رو خواهند شد، که ناگزیر به انزوا یا فروپاشی آنها منجر می شود.پس تغییر سیاست در روابط خارجی آمریکا میتواند دارای استراتژی باشد که به نتایجی مطلوب دست خواهد یافت که این استراتژی با روی کارآمدن دونالد ترامپ آغاز شده است.

در مورد دوم نیز می توانیم دیپلماسی آمریکا در زمان دونالد ترامپ را عدم شناخت دیپلماسی به عنوان قدرت نرم درنظر بگیریم. اینکه دونالد ترامپ شخصی تاجر است هم بنیان این ایده را تا حدودی محکم می سازد. اعمال منفعت گرایانه دونالد ترامپ بدوم در نظر داشتن ارزشها و هنجارها که بارها از ایشان سرزده منجر به زوال قدرت نرم خواهد شد. در رویکرد منفعت گرایانه، سیاست خارجی تنها راهی برای کسب درآمد بیشتر شناخته میشود نه منبعی برای تقویت قدرت نرم.

برای پی بردن به اینکه زوال قدرت نرم آمریکا در سطح جهانی برنامه ریزی شده یا بدون برنامه ریزی است باید حداقل تا پایان دوره ریاست جمهوری دونالد ترامپ صبر نمود.هردو مورد محتمل اند و نتیجه گیری ای کلی نمیتوان اتخاذ نمود.




بۆچوونه‌کان
بۆچوون بنووسه‌

ناو:  

ئیمه‌یل:  

تێکستی کۆمێنته‌که‌ت  
ژماره 62
بڵاوکراوه‌یه‌کی سیاسی گشتییه، ئۆرگانی ڕاگه‌یاندنی یه‌کێتی دیموکراتی کوردستان ده‌ریده‌کات‌
01 02 03 04 05 06 07 08 09 10 11 12
مقالات فارسی
نگاهی به آینده حکومت جمهوری اسلامی ایران بر اساس تجربه کودتای 28 مرداد 1332
لزوم تحزب سیاسی در جوامع ناهمگن
مافی کۆپی کردن پارێزراوه‌ بۆ سایتی یه‌کێتی دیموکراتی کوردستان 2009 ده‌سپێک l هه‌واڵ l بۆنه‌ و ڕێوڕه‌سم l کۆمیته‌کان l خه‌باتی ئاشتیخوازانه‌ l ئه‌رشیف l ڤیدیۆ l په‌یوه‌ندی