ده‌سپێک l مقالات l هه‌واڵ l به‌یاننامه‌ و ڕاگه‌یاندن l سکرتێری گشتی l چاوپێکه‌وتن و وتووێژ l چاند و هونه‌ر l به‌رنامه‌ و په‌یڕه‌و l برنامه‌ و اساسنامه
مقالات فارسی
چرا در جامعه ایران، جای خالی دموکراسی احساس می شود؟
شیردل کامیاران
18 / 9 / 2020

با توجه به این که ٤٢ سال از حاکمیت جمهوری اسلامی ایران سپری شده است اما نیازهای اجتماعی جامعه ایران رو به بحران صعود کرده است. ناکامی جامعه ایران از انقلاب ٥٧ و انتخاب حکومت جمهوری اسلامی در راستای رفع نیازهای اجتماعی، قابل مشاهده است. توخالی بودن شعارهای خمینی از همان اوایل انقلاب توسط جامعه درک شده بود. این در حالی بود که نیازهای اجتماعی، جامعه را به سوی انقلاب سوق داد. اگر به نتیجه ٤٢ سال حاکمیت این رژیم خوشبینانه هم بنگریم، مدیریت ناکارآمد جمهوری اسلامی ایران در راستای رفع نیازهای جامعه برای ما عیان خواهد شد. اما به راستی اگر هدف جامعه ایران از انقلاب و تحمل مشقت های مسیر آن و روی کار آوردن نظام جمهوری اسلامی رفع نیازهای اجتماعی بود، حال که تجربه ٤٢ ساله مردم از انقلاب ناکارآمدی رژیم جمهوری اسلامی را اثبات می کند، مردم چه راهی پیش رو دارند؟

عصری که در آن زندگی می کنیم عصر دانش و فناوریست. جامعه ایران به وسیله دانش و آگاهی می تواند تصمیم درستی اتخاذ کند. بهره گیری از تجربه جوامع دیگر که مشکلات مشابهی با جامعه ما دارند ویا پیشتر چنین مشکلاتی را دارا بوده و اکنون بر حل آنها به نحو احسن فائق آمده اند، می تواند راهگشا باشد. دموکراسی راه حل جوامعی بوده که به سیستمی جهت رفع نیازهای اجتماعی نیاز داشته اند.

راه حل دموکراسی و معضلات و نیازهای اجتماعی:

همگی میدانیم بی کاری، فقر، اعتیاد، اختلاس، بی قانونی و هرج و مرج و قانون گریزی و نبود عدالت و برابری نژادی، دینی و جنسیتی و مشکلات دائمی اقتصادی و... گره های کوری هستند که تنها به وسیله دموکراسی باز شدنی است. دموکراسی با خود صلح به همراه آورده و موجب رونق اقتصادی میگردد. وجود آزادی بیان و آزادی انتقاد و اعتراض اختلاس رایج در ایران را ریشه کن نموده و دولت را مجاب می نماید تا در راستای رفع نیازهای جامعه تلاش کند و همچنین خفقان و نبود آزادی بیان زمینه را برای اختلاس فراهم میکند. حاکمیت قانون، هرج و مرج را از بین برده و این اجازه را از افرادی که از مقام و منسب خویش سوء استفاده می کنند، صلب می کند. آنچه که ما در سطح اداری و حتی روابط متقابل افراد در جامعه شاهد آن هستیم نوعی قانون گریزی می باشد. ریشه قانون گریزی در عمومیت نداشتن قانون است. وجود اشخاص با نفوذ و مقدس که تبعیت نکردن آنها از قانون هیچ پیگردی برایشان ندارد، قانون گریزی را گسترش می دهد و در نتیجه جامعه متحمل نتایج ناشی از بی قانونی می گردد. انتخاب نمایندگان شایسته توسط مردم و عدم تقلب در انتخابات این امکان را میدهد که هدف دولت تنها مبنایش اتخاذ تصمیمی باشد که مردم آن را تعیین کرده اند. در نتیجه انتخابات سالم و به دور از تقلب این شرایط را مهیا میکند که اعمال دولت در راستای رفع نیازهای اجتماعی باشد، یعنی مردم میتوانند به طور مثال برای رفع بیکاری در جامعه دولت را مجاب کنند تا در صدد اشتغال زایی برآید.در انتخاباتی که مردم برای خود تصمیمی اتخاذ می کنند، دیگر تصمیم گیری برای کل جامعه در دست عده ای محدود نخواهد بود و اراده تعیین سرنوشت را کل جامعه دارا خواهند بود.

برابری نژادی، فرهنگی، دینی و جنسیتی زمانی در جامعه وجود خواهد داشت که حقوق بشر اولویت حکومت حاکم باشد و این امکانپذیر نیست مگر به وسیله دموکراتیزه کردن دولت. در ایران ما نقض حقوق زنان، اقلیت های فرهنگی و ملیتی، زندانیان سیاسی و... نشان از نقض حقوق بشر توسط حکومت جمهوری اسلامی است.

آنچه در جامعه ما نیازهای اجتماعی را حل و معضلات را ریشه کن می کند دموکراسی حقیقی است. تقلب در انتخابات و دستکاری آراء، نبود حاکمیت قانون، نقض حقوق بشر، نبود آزادی بیان، مبهم بودن آمار و به طور کلی نقض ارکان دموکراسی در ایران پوشالی و صوری بودن ادعای مردمی بودن این حکومت را اثبات می کند. با وجود تنوع فرهنگی، قومی و ملیتی، دینی و جنسیتی و به طور کلی نا هموجین بودن جامعه فدرالیسم بهترین شیوه دموکراسی در جهت تحقق نیازهای متنوع این جامعه متنوع است.آنچه که اکنون یا بهتر است بگوییم ٤٢ سال پیش مردم ایران به آن احساس نیاز می کردند، دموکراسی حقیقی آن هم از نوع فدرالیسم بود.




بۆچوونه‌کان
بۆچوون بنووسه‌

ناو:  

ئیمه‌یل:  

تێکستی کۆمێنته‌که‌ت  
ژماره 62
بڵاوکراوه‌یه‌کی سیاسی گشتییه، ئۆرگانی ڕاگه‌یاندنی یه‌کێتی دیموکراتی کوردستان ده‌ریده‌کات‌
01 02 03 04 05 06 07 08 09 10 11 12
مقالات فارسی
نگاهی به آینده حکومت جمهوری اسلامی ایران بر اساس تجربه کودتای 28 مرداد 1332
لزوم تحزب سیاسی در جوامع ناهمگن
مافی کۆپی کردن پارێزراوه‌ بۆ سایتی یه‌کێتی دیموکراتی کوردستان 2009 ده‌سپێک l هه‌واڵ l بۆنه‌ و ڕێوڕه‌سم l کۆمیته‌کان l خه‌باتی ئاشتیخوازانه‌ l ئه‌رشیف l ڤیدیۆ l په‌یوه‌ندی