ده‌سپێک l مقالات l هه‌واڵ l به‌یاننامه‌ و ڕاگه‌یاندن l سکرتێری گشتی l چاوپێکه‌وتن و وتووێژ l چاند و هونه‌ر l به‌رنامه‌ و په‌یڕه‌و l برنامه‌ و اساسنامه
مقالات فارسی
لزوم تحزب سیاسی در جوامع ناهمگن
آرام ظاهری
6 / 10 / 2020

از آنجا که جوامع ناهمگن دربرگیرنده فرهنگ‌ ها، ارزش‌ ها و خواسته های ملی - قومی ، دینی و مذهبی مختلف هستند، تحزب سیاسی یکی از اساسی ترین راه حل های ممکن در جهت برآورده سازی معقول این قبیل نیاز های جامعه می باشد که تمامی وجهه های عدالت و مساوات را تضمین و تامین کند.

در این رابطه می توان گفت احزاب سیاسی که به مثابه پلی مابین مردم و حکمرانی در جوامع کثیر النفس عمل میکنند، تعدد آن بسیار تاثیر سازنده ای در تحقق خواسته ها داشته و همچنین باعث تقویت بنیه‌ی نمایندگی راستین مردمی می گردد.

در جوامع پیشرفته اروپایی، آمریکایی و آسیایی شرق دور، میتوان نمود یک ساختار اجتماعی بسیار پیشرفته دمکراتیک و مترقی در سایه‌ی تعدد احزاب سیاسی را نظاره و میزان تاثر ثبات سیاسی را به وضوح در برآورده سازی خواسته های معقول و به حق بشری آن جوامع را درک کنیم.

یکی دیگر از پیامد های مثبت تعدد احزاب سیاسی، عدم تمرکز قدرت و تضعیف مفهوم کانون قدرت است، اگرچه برخی نیز در این مورد به نقد پرداخته اند و آن را یکی از عوامل تضعیف کننده در بحث سیاست خارجی و بین الملل قلم داد می کنند و با اتکاء به این برداشت که تحزب سیاسی عاملی است برای ضعف و زوال قدرت و اقتدار سیاست خارجی و گاها داخلی، و همچنین راه را برای مداخلات خارجی هموار ساخته و از این طریق استقلال سیاسی را تضعیف و از بین می برد.

البته در این نقدها باید این نکته را یاد آوری کرد که چنین انتقاد هایی غالبا از سوی مراکز، سازمان ها و افرادی طرح میگردد که تمرکز قدرت و تمامیت خواهی همراستا با فاشیسم ایدئولوژیک یکی از وجه تسمیه‌ های آنان و تفاوتشان سایرین می باشد.

همانگونه که اشاره شد یکی از خصوصیات بارز جوامع ناهمگن در بررسی ساختاری آن، اختلافات فرهنگی و زبانی است. در علم جامعه شناسی رشد و نمو جوامع انسانی در بستر رخداد های تاریخی از چند منظر مورد بررسی قرار گرفته و یکی از آن بستر ها که احتمالا پررنگ ترین نقش را داشته همانا نحوه تعامل سیستم حکمرانی و سیاست گذاری های آن در قبال فرهنگ و زبان جامعه است.

چگونگی اداره و تامین خواسته های انسانی جوامع مختلف را اگرچه میتوان یکی از تعاریف سیاست دانست اما این خود نیز یکی از شاخصه های سنجش سطح آزادی، رفاه و دموکراتیزاسیون جامعه و حکومت نوین بوده و هست.

در این میان با توجه به یکپارچگی و یک رنگی فرهنگی - زبانی و یا عدم آن در جوامع بشری میتوان ساختار و شیرازه‌ی حکومت ها و دولت های آنها را در یک طبقه بندی اصولی قرار داد و با توجه به موازین نو در تعریف و تشریح دموکراسی، ملل را از حقوق خود آگاه ساخته و به تبیین خصوصیات این دسته از سیاست های مرتجعانه که خواهان یکدستسازی، اشاعه‌ی فاشیسم در همه سطوح بنیادی جامعه و امحاء همه فرهنگ های غیر حاکم هستند، بپردازیم.

طی این مسیر در جوامع تحت حاکمیتهای مرکز گرا بسی دشوار بوده و نیاز به گذار و ساختار شکنی های اصولی دارد، چرا که در ساختار های مرکز گرا و دیکتاتور مآب، فرصتی برای فعالیت آزادانه احزاب و جریان های سیاسی مستقل و غیر وابسته به حاکمیت وجود نداشته و به همین خاطر این پروسه نیاز به همراهی و اتحاد در بازه زمانی گذار دارد و سپس پراکتیزه کردن و در دستور کار قرار دادن سیاست هایی در قبال تامین و تضمین خواسته ها و حقوق الوان اجتماعی.

در این بررسی های به دو رهیافت و ویژگی های منحصربه‌فرد آنها می رسیم.

1️ در رهیافت اول

🔴 تحزب سیاسی در جوامع واپسگرا و نادموکراتیک

تاثیر و نقش احزاب سیاسی در جوامع گوناگون را نمی توان یکسان دانست و همچنین موجودیت حزب بعنوان یک ساختار سیاسی و دموکراسی به عنوان یک مفهوم سیاسی، نو هستند و کماکان قابلیت توسعه و بروزرسانی را دارند به همین خاطر در عصر حاضر جریاناتی واپسگرا و قدرتمند در نکوهش تحزب سیاسی و فعالییت حزبی می کوشند و یا سعی در تاسیس و بنیاد نهادن سازمان ها و جریانات وابسته به خود را دارند که خط مشی شان همان خط مشی ساختار حاکم باشد.

عملا با این نحوه‌ی برخورد ساختاری در جوامع نیل به واپسگرایی افزایش یافته و از هرگونه پیشرفت ممانعت به عمل می آید و نه تنها تحزب سیاسی راهی به جایی نمی برد بلکه کوچکترین خواسته های مردمی لگدمال میگردد.

روشن است تعدد احزاب سیاسی حتی اگر به نحوی در چنین جوامعی ممکن شود، به اختلافات بیشتر و گسل های بسیار عمیق اجتماعی می انجامد و امکان بروز اندیشه های نژاد پرستانه، قوم پرستانه و فرهنگ ستیزانه را فراهم می نماید.

البته نمیتوان از این وضعیت بعنوان تاییدی بر شیوه‌ی تحکم ساختار مرکز گرا و دفاع از آن برداشت نمود زیرا یکی از خروجی های چنین ساختاری هایی که بر جوامع حکم می رانند، واپسگرایی جامعه است و همچنین دلیلی بر انفعال سیاسی نیست بلکه تدوین سیاست هایی است در مرحله گذار از این نوع ساختار ها و فراهم نمودن بستری مناسب در جهت فعالییت های دموکراتیک و موثر ساختاری و حزبی.

2️ در رهیافت دوم

🔴 تحزب سیاسی در جوامع مترقی و دموکراتیک

در جوامعی که مرحله گذار از ساختار های متمرکز و نادموکراتیک را پشت سر گذاشته‌اند روشن است که راه را برای فعالیتهای حزبی و سیاسی آزاد، هموار کرده و نمایندگی راستین مردمی از طریق تحزب سیاسی ممکن گشته است.

در جوامع دموکراتیک و مترقی که اقشار مختلف با ملیت ها، قومیت ها، فرهنگ ها و ارزشهای مختلف و ملون حضور دارند، تعدد احزاب سیاسی دریچه ای را می گشاید که با دیالوگ و درک متقابل و همچنین دادخواهی در یک سیستم عدلیه مستقل و متشکل از نمایندگان جامعه ملون، زیربناهای جامعه دموکراتیک را مستحکم میسازد. از این سو می توان گفت هر نوع ساختار تمامیت خواه و دیکتاتور نفی می گردد و واپسگرایی به شدیدترین نحو مضموم خواهد شد.

بعنوان سخن پایانی و عرض یک نمونه ملموس همچون ساختار مرکزگرا و تمامیت خواه جمهوری اسلامی به این مقاله پایان می دهیم.

تحزب سیاسی در ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی

حزب جمهوری اسلامی در حدود چهار دهه از حیات خود هیچگاه نماینده‌ی حقیقی و حقوقی جامعه ایران نبوده و نخواهد بود، اصولا حزب جمهوری اسلامی در بدو انقلاب ملیت های ایران علیه سیستم مرتجع شاهنشاهی حضوری نداشت و تاسیس آن به بعد از سقوط رژیم مذکور بر میگردد و سپس با ترور و قتل مخالفان و ترس فراکنی در بین سایر احزاب و جریانات سیاسی و همچنین تصفیه های درون حزبی، توانست یک ساختار سیاسی تک حزبی ایجاد و بر مسند حکمرانی بنشیند و تا به اکنون تمامی جریانات و احزابی که در قالب ساختاری جمهوری اسلامی تاسیس شده و بعدا منحل گردیده‌اند در چارچوب ایدئولوژی حاکم و جناح بندی های داخلی بوده اند. هر چند حکمرانان جمهوری اسلامی سالیانی است این ساختار را حزب جمهوری اسلامی نمی نامند و حزب جایش را به نظام داده اما آنچه که آشکار است نه تقدیس جمهوری اسلامی و نه حکومت آخر الزمانیشان به دادشان نخواهد رسید و توسعه دموکراسی در وهله اول بعنوان یک فرهنگ در بین عامه مردم ایران حزبشان را ساقط و به مرتجع ترین سیستم سیاسی ایدئولوژیک تاریخ خاتمه خواهد داد.

ایرانی که متشکل از یک جامعه موزاییکی است هیچگاه با یک سیستم مرکزگرا روی خوش نخواهد دید، بلکه تنها را ممکن در جهت تقویت بنیه جامعه دموکراتیک تحزب سیاسی و از بین رفتن کانون قدرت واحد در پرتو ایرانی فدرال دموکرات است.



بۆچوونه‌کان
بۆچوون بنووسه‌

ناو:  

ئیمه‌یل:  

تێکستی کۆمێنته‌که‌ت  
ژماره 62
بڵاوکراوه‌یه‌کی سیاسی گشتییه، ئۆرگانی ڕاگه‌یاندنی یه‌کێتی دیموکراتی کوردستان ده‌ریده‌کات‌
01 02 03 04 05 06 07 08 09 10 11 12
مقالات فارسی
نگاهی به آینده حکومت جمهوری اسلامی ایران بر اساس تجربه کودتای 28 مرداد 1332
لزوم تحزب سیاسی در جوامع ناهمگن
مافی کۆپی کردن پارێزراوه‌ بۆ سایتی یه‌کێتی دیموکراتی کوردستان 2009 ده‌سپێک l هه‌واڵ l بۆنه‌ و ڕێوڕه‌سم l کۆمیته‌کان l خه‌باتی ئاشتیخوازانه‌ l ئه‌رشیف l ڤیدیۆ l په‌یوه‌ندی